جمعى از نويسندگان

139

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

مولاحسينقلى همدانى بود مصاحبت نمود و عدهاى از شاگردان آخوند كه در نجف بودهاند و ديگر اوليا از شاگردان و برجستگان را ديد « 1 » . در تبريز نزد پدر بزرگوار خود و همچنين ميرزا موسى تبريزى صاحب حاشيه ارزشمند و عالمانه رسائل شيخ انصارى و سيد محمدعلى قراچه داغى و ميرزا محمد تقى تبريزى معروف به حجت‌الاسلام و متخلص به نيّر و در نجف اشرف در نزد اساتيد بزرگى همچون آيت الله فاضل شربيانى ، آيت الله محمد حسن مامقانى ، آيت الله ميرزا حسين خليلى درس خواندهاست . ميرزا حسين خليلى تاثير زيادى در سلوك اخلاقى و رفتارى آقا سيد على قاضى داشته است . آقا سيد على قاضى در شب چهارشنبه ششم ربيع‌الاول سال 1366 قمرى در نجف اشرف به ديدار حق شتافته و در وادى السلام آرام گرفت . مقدمه صدور دستورالعمل براى سالكان و علاقمندان كوى حقيقت سيره انبيا و امامان و اولياء الهى است . بزرگان و عارفان حقيقى در راستاى عمل به اين سيره به نفوس مستعد دستورالعمل اخلاقى و عرفانى صادر كردهاند . قرآن آدمى را به معرفت نفس دعوت كردهاست : و فى الارض آيات للموقنين و فى انفسكم افلا تبصرون ( آيه 20 و 21 ذاريات ) . براساس اين آيه معرفت نفس طريق و راه معرفت پروردگار است . از اين رو در سخنان بزرگان اهل معرفت از معرفت نفس به مفتاح و كليد ابواب و خزائن ديگر ياد شدهاست ، طورى كه اگر اين معرفت فراموش شده و يا مورد غفلت قرار گيرد فراموشى حق را نتيجه خواهد داد . صدرالمتالهين شيرازى مينويسد : معرفت نفس امالفضايل و اصل معارف است چنان كه در زبان وحى آمده است : اعرف نفسك يا انسان تعرف ربك ، اى انسان خودت را بشناس تا پروردگارت را بشناسى . در كلام پيامبر ( ص ) آمدهاست : اعرفكم بنفسه اعرفكم بربه ، آگاهترين شما به خود آگاهترين شما به پروردگارش است . و در سخن برخى از حكماى قديم آمده است : من عرف ذاته تَالَّه ، كسى كه خود را شناخت متاله مىشود ، اين تاكيدها بدان جهت است كه نفس كليد خزاين معرفت و باب حكمت پروردگار جهانيان ، و صراط حق و يقين و ميزان روز حساب و نور گذركنندگان به سوى بهشت است آنگاه كه نفس و شناخت آن مجهول ماند ظلمت قبر و تنگى آن و وحشت سينه و عذاب روز قيامت خواهد بود . « 2 »

--> ( 1 ) - سعادت پرور ، حاج شيخ على ، پاسداران حريم عشق ؛ ج 6 ، ص 338 . ( 2 ) - صدرالمتالهين ؛ تفسير قرآن ؛ ج 2 ، ص 299